تبليغاتX
عطر سیب

عطر سیب

فدک حضرت فاطمه سلام الله علیها (تصویر)


 

 باغ فدک در 260 کیلومتری شهر مدینه



خانه های مسکونی تخریب شده در منطقه فدک

ساکنین فدک

منطقه مسکونی فدک

خانه های مسکونی تخریب شده در منطقه فدک


نخل شکسته شده در باغ فدک

پنجره مسجد حضرت فاطمه سلام الله علیها که مشرف به باغ فدک می باشد

محراب مسجد حضرت فاطمه سلام الله علیها در باغ فدک

مسجد حضرت فاطمه سلام الله علیها در باغ فدک

نمای بیرونی مسجد حضرت فاطمه سلام الله علیها


ورودی منزل حضرت فاطمه سلام الله علیها در مدینه

در خانه حضرت فاطمه سلام الله علیها در مدینه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 18:30  توسط یاقوت  | 

بصیرت و امام شناسی

معنای بصیرت در دین و اهمیت فقیه شدن و اهمیت ولی و امام شناسی :

5 تعریف از حضرت ابوالفضل العباس از زبان امام صادق نقل شده که اول نافذ البصیرة ( بصیرت عمیق و دقیق ) وبعد هم همراهی با امام که از معرفت و امام شناسی حضرت بوده. کلمه بصر نوری است که بر روی پرده چشم قرار می گیرد مثل اینکه می گوییم نور چشم زیاد شود  . عین وسیله دیدن است و بصر خود دیدن است دو مقوله جدا از هم هستند . اما خداوند در قلب انسان دو چشم دیگر قرار داده که اگر باز شوند انسان صاحب بصیرت می شود _لهم أعین لا یبصرون بها_ خیلی جالب است بدانید یکی از اصحاب نابینای امام صادق ملقب بود به ابابصیر ، او بصر ندارد ولی بصیرت دارد ، در قرآن داریم در مورد پیامبر ( قل هذه سبیلی أدعوا الی الله علی بصیرة أنا و من التبعنی ) پیامبر بگو خیال نکنید من چیزی که شنیده ام به شما می گویم نه من چیزی که دیده ام به شما می گویم ، حضرت رسول بصیرت به یوم البعث داشتند ، اهل برزخ نبودند بلکه اهل قیامت بودند .
 بصیرت نوری است که در دل وارد می شود و صاحبان بصیرت با نور عالم غیب را شهود می کنند _ عالم الغیب و الشهادة _ عالم را آنچنان که هست می بینند و حقایق را می بینند . یکی از بزرگواران صاحب بصیرت که خدا رحمت کند ایشان را می فرمود من هر لباسی برای هر کسی بدوزم تا آخر اندازه است، چون واقعیت را می بیند .
کلمه نفوذ به معنای دقیق شدن در یک موضوع ، حالا اگر با بصیرت همراه شود یعنی نه تنها عالم غیب را می بینند بلکه تمام ریزه کاریها را در او دقیق است و خبر دار است ، حضرت ابوالفضل وقتی چشم به کسی می انداختند غیب او را می دیدند .
از امام کاظم نقل شده بروید در دین فقیه شوید چون آن مفتاح بصیرت است ، فقیه یعنی کسی که به کهن دین راه پیدا کند ، فقیه یعنی کسی که عارف به حق اهل بیت باشد ، پس حضرت ابوالفضل کاملا در دین فقیه هم بوده اند ، السلام علیک یا دین الله را در زیارات می خوانیم پس دین یعنی همان امام ، پس اگر کسی بخواهد دین شناس شود باید امام شناس شود .
خدای بزرگ یک اسماء دارند و یک اسماءالحسنی که اسماء فقط لفظ هستند ولی اسماءالحسنی به صورت تکوینی و قابل مشاهده هستند و امام علیه السلام می فرماید ما اسماءالحسنی هستیم ، پس هر کس که میخواهد نافذ البصیرة شود باید این اسم اعظم را بشناسد ، امام معصوم در هر زمان اسم اعظم است ، اسمی که باب الله است ، حضرت عباس به این خاطر نافذ البصیره است چون عارف به حق ابا عبد الله الحسین است ، اگر در زمان ما هم کسی بخواد نافذ البصیره شود باید عارف به امام زمان شود و اصلا اینکه ما اینقدر روی حضرت ابوالفضل تأکید می کنیم به این خاطر است که ما یاد بگیریم ولی شناسی و امام زمان شناسی را از ایشان .
غیب عالم وجود هم حجت الله است .

لینک مرتبط

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم فروردین 1389ساعت 8:44  توسط یاقوت  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم فروردین 1389ساعت 8:36  توسط یاقوت  | 

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین "علیه السلام"

خطبه حضرت ابوالفضل العباس در وصف امام حسین (ع)

یک سند با ارزش در مورد حضرت ابوالفضل ایراد خطبه غرایی است که در شهر مكّه مكرّمه در سال60 هجری پیش از هجرت كاروان از مكّه به كوفه توسط حضرتش است.

روز هشتم ذیحجة سال شصتم هجری، یعنی درست یك روز پیش از عزیمت كاروان امام حسین (علیه السلام) از مكه به سوی كربلا، قمر منیر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العبّاس (علیه السلام) از فراز بام كعبه خطبه ای پرشور ایراد می كند. در آن خطبه می فرماید: " تا پدرم علی (علیه السلام) زنده بود، كسی قدرت كشتن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را نداشت و تا من زنده هستم، كسی توان قتل برادرم امام حسین (علیه السلام) را ندارد. " او خطاب به انبوه جمعیت حاضر در كنار بیت الله الحرام می فرماید: " بیایید تا شما را به راه كشتن امام حسین (علیه السلام) آگاه كنم. به قتل من (حضرت ابوالفضل العبّاس)مبادرت ورزید؛ گردن مرا بزنید، تا هدفتان محقق گردد. " یعنی اگر می خواهید امام را بكشید، تا من زنده ام، امكان پذیر نیست. (و این جمله از خطبه به حقیقت پیوست و تا حضرت ابوالفضل العبّاس زنده بود دشمنان از کشتن حسین عاجز بودند)

این خاندان نه از كشته شدن در راه رضای محبوب خود واهمه دارند و نه در راه حمایت و حفظ جان امام زمان خویش كوچك ترین تعلّلی به خود راه می دهند.

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

 «اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذی شَرَّفَ هذا (اشاره به بیت الله‌الحَرام) بِقُدُومِ اَبیهِ، مَن کانَ بِالاَمسِ بیتاً اَصبَح قِبلَةً. أَیهَا الکَفَرةُ الفَجَرة اَتَصُدُّونَ طَریقَ البَیتِ لِاِمامِ البَرَرَة؟ مَن هُوَ اَحَقُّ بِه مِن سائِرِ البَریه؟ وَ مَن هُوَ اَدنی بِه؟ وَ لَولا حِکمَ اللهِ الجَلیه وَ اَسرارُهُ العِلّیه وَاختِبارُهُ البَریه لِطارِ البَیتِ اِلیه قَبلَ اَن یمشی لَدَیه قَدِ استَلَمَ النّاسُ الحَجَر وَ الحَجَرُ یستَلِمُ یدَیه وَ لَو لَم تَکُن مَشیةُ مَولای مَجبُولَةً مِن مَشیهِ الرَّحمن، لَوَقَعتُ عَلَیکُم کَالسَّقرِ الغَضبانِ عَلی عَصافِیرِ الطَّیران.

اَتُخَوِِّنَ قَوماً یلعَبُ بِالمَوتِ فِی الطُّفُولیة فَکَیفَ کانَ فِی الرُّجُولیهِ؟ وَلَفَدَیتُ بِالحامّاتِ لِسَید البَریاتِ دونَ الحَیوانات.

هَیهات فَانظُرُوا ثُمَّ انظُرُوا مِمَّن شارِبُ الخَمر وَ مِمَّن صاحِبُ الحَوضِ وَ الکَوثَر وَ مِمَّن فی بَیتِهِ الوَحی وَ القُرآن وَ مِمَّن فی بَیتِه اللَّهَواتِ وَالدَّنَساتُ وَ مِمَّن فی بَیتِهِ التَّطهیرُ وَ الآیات.
وَ أَنتُم وَقَعتُم فِی الغَلطَةِ الَّتی قَد وَقَعَت فیهَا القُرَیشُ لِأنَّهُمُ اردُوا قَتلَ رَسولِ الله صلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَ أنتُم تُریدُونَ قَتلَ ابنِ بِنتِ نَبیکُم وَ لا یمکِن لَهُم مادامَ اَمیرُالمُؤمِنینَ (ع) حَیاً وَ کَیفَ یمکِنُ لَکُم قَتلَ اَبی عَبدِاللِه الحُسَین (ع) مادُمتُ حَیاً سَلیلاً؟

تَعالوا اُخبِرُکُم بِسَبیلِه بادِروُا قَتلی وَاضرِبُوا عُنُقی لِیحصُلَ مُرادُکُم لابَلَغَ الله مِدارَکُم وَ بَدَّدَا عمارَکُم وَ اَولادَکُم وَ لَعَنَ الله عَلَیکُم وَ عَلی اَجدادکُم.

خطبه حضرت ابوالفضل العباس در شهر مكه مكرمه در سال60 هجری ایراد شد :

ترجمه این خطبه حضرت گرانقدر :

سپاس خدای را که بیت الله را با قدوم پدرش [منظور امام حسین (ع) است] مشرّف کرد؛ کسی که دیروز بیت بود،[امروز] قبله گردید.

ای ناسپاسان گناهکار آیا راه بیت را بر امام نیکوکاران می بندید؟ چه کسی سزاوارتر به این بیت است از دیگر موجودات؟ و چه كسی نزدیکترین به این خانه است؟ و اگر حکمت های خداوند بلند مرتبه نبود و اسرار بالا و امتحانات موجودات نبود، همانا بیت به سوی ایشان [ امام حسین (ع)] پرواز می کرد؛ قبل از اینكه مردم حجر را لمس کنند، حجر دستانش [ امام حسین (ع)]  را استلام می کند و اگر خواست مولای من خواست خداوند رحمن نبود هر آینه بر سر شما مانند بازِ شکاری که بر گنجشکان فرود می آید نازل می شدم.

آیا قومی را که مرگ را در کودکی به بازی می گرفتند می ترسانید، در حالیکه الان در مردانگی قرار دارند. همه جانم فدای آقا و مولای همه موجودات كه برتر از حیوانات [هستند].

هیهات بنگرید به کسی که شراب می نوشد [مراد یزید ملعون است] و به کسی که صاحب حوض و کوثر است؛ و به کسی که در خانه وحی و قرآن است [مراد امام حسین(ع)است] و به کسی که در بیتش اسباب لهو و نجاست است [مراد یزید ملعون است]؛ و به کسی كه در خانه اش نزول آیات [نشانه ها] و [آیه] تطهیر است.

شما در غلطی واقع شدید که قریش واقع شدند. چرا که اراده قتل پیامبر(ص) را کردند و شما اراده قتل پسر دختر پیامبرتان را و [این حیله] برای ایشان تا وقتی امیرالمؤمنین(ع) زنده بود ممکن نشد. پس چگونه ممکن است كشتن ابا عبدالله الحسین(ع) تا وقتی که من زنده ام.

بیایید تا به راهش [راه كشتن امام حسین(ع)] آگاهتان کنم؛ پس مبادرت به كشتن من كنید، و گردنم را بزنید تا به مقصودتان برسید. خدا شما را به مقصودتان نرساند و عمرتان و فرزندانتان را کوتاه کند و لعنت خدا بر شما و پدرانتان [كه قصد كشتن پیامبر (ص)را داشتند ] باد.

 منبع: http://hob.blogfa.com/cat-30.aspx

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 11:49  توسط یاقوت  | 

سخنرانی جناب استاد پناهیان درخصوص حوادث اخیر

2،5 مگابایت

دانلود کلیپ صوتی

مستقیم یا  غیر مستقیم

منبع:مبارز کلیپ

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 19:40  توسط یاقوت  | 

 ای قوم، سر نهاده به دامان كیستید                     آشفتهاید، بیسروسامان کیستید 

 

 آتش بیار معركه غرب گشتهاید                         با پختگان جنگ به خامی طرف شدید

 

  محصول التقاط و نفاق و شرارت است              كالای تلخ قافلهسوز دكانتان       


آتش به جانتان كه زتقوا بریدهاید                      
اندیشههای سمیتان نوش جانتان


ای غرب باوران، پی غصب حكومتید                
گوسالههای فلسفه در طور میبرید


یا در پی جدایی دین از سیاستید                       
این آرزو چو خاطره در گور میبرید


ای بردگان هرزگی سلطنت طلب                    
مازندهایم و دوره مشروطیت گذشت


خیل یلان همواره به پا ایستادهاند                    
در قامت قبیله مردان، نشست نیست


ماییم از تبار شهیدان كربلا                              
در جبهه تلاطم ما، داغ ننگ نیست


ما فتنه را به سرخی خون دفع میكنیم                
ما را به دفن شمایان درنگ نیست


مردان روزگار، شبیخون نمیخورند                     
وقتی علاج واقعه در خون تپیدن است


هنگام رقص مرگ من، آتش بپا كنید                   
فولاد را علاج عطش آب دیدن است


ای گرگهای زخمی پنهان و آشكار                  
ای در كمین نشسته شیران روزگار


چندی است در حوالی ما زوزه میكشید           
برخاك خون گرفته ما پوزه میكشید


جز انهدام نسل شما هیچ چاره نیست               در كار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

                                                                              مرحوم آغاسی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 21:8  توسط یاقوت  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اسفند 1388ساعت 12:52  توسط یاقوت  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 23:10  توسط یاقوت  |